اشکهایم به زیر پلک می جوشد و نمی چکد به رخسار اندوه

اشکهایم به زیر پلک می جوشد و نمی چکد به رخسار اندوه

بیهوده ات امید می بندم که از راه باز گردی

ترا به نمی رساند دیگر مگر که رؤیایت .
دیدگاه ها (۱)

𝐀 𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐫 𝐂𝐚𝐥𝐥𝐞𝐝 𝐚 𝐅𝐫𝐢𝐞𝐧𝐝𝐏𝐚𝐫𝐭𝟖𝟒ات با صدای بوق یکنواخت دستگا...

پارت ششم ته. داداش کجا بودی میدونی چقدر دیر کردی الا. ات چی ...

Part 2

ادامه پارت ۱۹صبح روز بعد.ات وارد شرکت شد.اما چیزی عجیب بود.ج...

.......//برده ی زیبا//.......

پارت 36𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋 ویو آت 🦋𓂃 ࣪˖ ִֶָبعد از چند دقیقه، هیون‌وو ب...

پارت ۱۹۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط