روز و شب خون جگر می خورم از درد جدایی/ ناگوار است به من ز

روز و شب خون جگر می خورم از درد جدایی/ ناگوار است به من زندگی، ای مرگ کجایی
چون به پایان نرسد محنت هجر از شب وصلم/ کاش از مرگ به پایان رسدم روز جدایی
چاره درد جدایی تویی ای مرگ، چه باشد/ اگر از کار فرو بسته من عقده گشایی
"هاتف اصفهانی"
دیدگاه ها (۲)

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

part:1{این رمان درخواستی هست و به گفته خود فرد نوع نوشتار خو...

#تکپارتیموضوع:(مثلا عضو نهمیم و ناراحتی قلبی داریم و افسردگی...

#روز و #شب خون جگر می‌خورم از درد #جداییناگوار است به من #زن...

روز و شب خون جگر می‌خورم از درد جداییناگوار است به من زندگی ...

روز و شب خون جگر میخورم از درد جدایی*ناگوار است به من زندگی،...

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت ...ایکاش ..!ایکاش ..!یا ناله ...

ایکاش دلت از دل تنگم خبری داشت ... ایکاش ..! ...

✍ زلف طلاییای کاش دلت از دل تنگم خبری داشتیا ناله ی من در دل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط