من صبورم اما

من صبورم اما

به خدا دست خودم نیست اگر می رنجم
یا اگر شادی زیبای تو را
به غمِ غربتِ چشمانِ خودم میبندم

من صبورم اما

چه قدَر با همه ی عاشقی ام محزونم
و به یاد همه ی خاطره های گل سرخ
مثل یک شبنم افتاده ز غم مغمومم ...

من صبورم اما

بی دلیل از قفس کهنه ی شب می ترسم
بی دلیل از همه ی تیرگی رنگ غروب
و چراغی که تو را از شب متروک دلم دور کند !

من صبورم اما
آه ، این بغض گران
صبر چه می داند چیست ...
دیدگاه ها (۳)

سال ها رفت وگذشتیم خیابان ها راشب به شب خاطره کردیم شبستان ه...

ﺁﯾﺎ ﺯﻧﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ﮐﻔﻦ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻭ ﻋﺼﻤﺖ ﺧﻮﺩ ﺧﺎﮎ ﺷﺪﺟﻮﺍﻧﯽ ﻣﻦ ﺑﻮﺩ؟ ﺁﯾﺎ ...

خدایا...دلم می خواهد...دفتر ِ مشقم را باز کنم...و دوباره تمر...

. "پرواز میخواهد دلم.."قصه ای ازجنس یک پرواز میخواهد دلمداست...

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط