اون موقع ها یه عده با چادرای ماماناشون تو کوچه خاله بازی

اون موقع ها یه عده با چادرای ماماناشون تو کوچه خاله بازی میکردن ، یه عده دنگی دنگی توپ دولایه میخریدن ، مامان های مهربون با آب سرد کهنه بچه میشستن ، بوی نون پنیر و نارنگی تو کیفای مدرسه …
همه چیز خوب پیش میرفت تا اینکه بزرگ شدیم !
دیدگاه ها (۵)

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

پارت ۱

پارت ۲ ویو ا.ت به خونه مامان نامجون رسیدیم و پیاده شدیم و در...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p16 ات .  وقتی این حرف ر...

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "23""ویو جئون آنجلینا"چند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط