می لرزد از شکوه تو در دست من قلم

می لرزد از شکوه تو در دست من قلم

تا می خورد به نام شما شعر من رقم

موزون و ناب آمده ای در خیالم و ………..

دارم تورا به شکل غزل فکر می کنم

از فالم است این همه حالی به حالیم؟

یا قهوه های چشم تو می ریزدم به هم؟

یک استکان به لمس تو افسوس ماند و حیف

من ماندم و تو ماندی و این آخرین قدم

قسمت نبوده قسمتی از خواب من شوی

قسمت نبود اگرنه به اسم شما قسم……………………
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه

‍ پراز هوای توام جز تورا نمیدانم‌ 😍 اگر که شد نفس...

💜💜پُر از هوای تواَم جز تورا نمی دانماگر که شد نفسم شو نشد ب...

حافظ تنش در گور می لرزد  از بخت نامیمون و اقبالم فنجان  قهوه...

آریو همتی

امروز سالروز تولد توست و من پیش تو نیستم نمیدونم چگونه عاشقا...

دوستیالایک نمیخام خواهش میکنم مطالب روبخونین به دردتون خوردد...

𝗚𝗿𝗮𝘆 𝗗𝗿𝗲𝗮𝗺

پاییزسرد و بی رحم نیستفقطجسارت زمستـان را نداردذره ذره زرد  ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط