مادرم میگفت :

مادرم میگفت :
به دیوار تکیه کن،
ولی به مردها ، نه …!
که دیوار اگر پشتت را خالی کرد،
سنگ است و گچ، نهایت سرت میشکند..!
ولی اگر مردی رهایت کرد،
دلت میشکند،
روح و تمام زندگیت میشکند،
و زنی که بشکند،
سنگ میشود،
سرد و سخت،
که نه میخندد، و نه میگرید..!
و این یعنی فاجعه…!
فاجعه زنیست که از دلداده گی ترسیده..
دیدگاه ها (۶۸)

Custom bride part : 7

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁵. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.سری از تاسف بابت ...

✦ اولین گناه ✦فصل دوم: مردی که در سایه ایستاده بوداز وقتی به...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه …!که دیوار اگ...

مادرم میگفت :به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه …!که دیوار ا...

مادرم میگفت :به دیوار تکیه کن،ولی به مردها ، نه …!که دیوار ا...

مادرم میگفت:به دیوار تکیه کن،ولی به مردها، نه ...!که دیوار ا...

مادرم میگفت: به دیوار تکیه کن، ولی به مردها ، نه ...! که دیو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط