چراغ شکسته در خانه پیر مردی فقیر می‌‌سوخت

چراغ شکسته در خانه پیر مردی فقیر می‌‌سوخت

 نفت قطره قطره بر تن‌ زخمی او می‌چکید

او در همه عمر شاهد گرفتاری‌های پیر مرد شده بود و سوخته بود

حالا صاحب خودرا میدید که یکه و تنها در بستر مرگ میرزمد

غم تمام وجودش را فرا گرفته بود وقتی‌ صاحبش تسلیم مرگ گردید

او هم نفس راحتی‌ کشید به همراه صاحبش خاموش گردید
دیدگاه ها (۳)

مرد فقیری در سایه  درختی به خواب عمیقی فرو رفته بودمرد ثروتم...

سنگ کیسه صفرا چیست؟ علایم و درمان سنگ کیسه صفراسنگ های کیسه ...

روزی دانشمندى آزمایش جالبى انجام داد. او یک آکواریوم ساخت و ...

حتما بخونيدنوشیدن آب سرد بعداز غذا = سرطانمی‌توانید باور کنی...

اخرین بازمانده

چند پارتی جونگ کوک

این یک رمان خیالی از بانگو هست و هیچ کدم از این اتفاقات واقع...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

باد بهمراه خود دانه گلی‌ زیبارا آوردو در  دامنه کوهی که هرگز...

باد بهمراه خود دانه گلی‌ زیبارا آوردو در  دامنه کوهی که هرگز...

خواستم بگویم خسته امچراغ ها را خاموش می کنم‌و به تاریکی سلام...

شب به نیمه رسیده بود و چراغ کم رمقی مشغول سوختن بودپیرمردی ب...

نویسنده: جئن جانگ می

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط