چون بال و پرش تپید درخون
چون بال و پرش , تپید درخون .
از یاد برون شدش , پریدن .
اُفتاد زِ گیر و دارِ گردون .
نومید به آشیان رسیدن
از پَر سرِ خویش کرد بیرون .
نالید زِ دردِ سر کشیدن .
دانست که نیست دشت و هامون .
شایسته ی فارغ آرمیدن .
شد چهره ی زندگی دگرگون .
در دیده نماند , تابِ دیدن .
* مانا که دل از تپیدن افتاد *
=============================
شعرازشاعره زنده یاد= پروین اعتصامی.
از یاد برون شدش , پریدن .
اُفتاد زِ گیر و دارِ گردون .
نومید به آشیان رسیدن
از پَر سرِ خویش کرد بیرون .
نالید زِ دردِ سر کشیدن .
دانست که نیست دشت و هامون .
شایسته ی فارغ آرمیدن .
شد چهره ی زندگی دگرگون .
در دیده نماند , تابِ دیدن .
* مانا که دل از تپیدن افتاد *
=============================
شعرازشاعره زنده یاد= پروین اعتصامی.
- ۵۵۸
- ۰۵ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط