ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوست

ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوست
حال من دزدیده اندر گوش عیاری بگو

سوسنی با صد زبان گر حال من با او بگفت
تو چو نرگس بی‌زبان از چشم اسراری بگو

با چنان غیرت که جان دارد بگفتم پیش خلق
شمس تبریزی بگویم گفت جان آری بگو

#hastm
دیدگاه ها (۱)

ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگوگر نگویی با کسی با عاشق...

بیا، به لطف ز جان به لب رسیده بپرسکه از جهان ز غمت زار زار م...

کاش چون پرتو خورشید بهارسحر از پنجره می تابیدماز پس پرده ی ل...

دنیا پر از رنج است با این حال، درختان گیلاس شکوفه می دهندهنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط