دگر گوشی به آغوش درم نیست / صدای آشنای باورم نیست

دگر گوشی به آغوش درم نیست / صدای آشنای باورم نیست
بغیر از لاشه ی پوشیده دل / درین خانه کسی هم بسترم نیست
دیدگاه ها (۱۴)

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

بی تو من زنده نمانم...بی تو طوفان زده ی دشت جنونمصید افتاده ...

🖤🥀 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پــارت پــنج 𓆪 🖤🥀مرد بدون اینکه چیزی بیشتر...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

نقطه ی آرامش

پارت ۴ | آن شبهلیا هنوز دستش روی سرش بود.تصویرهایی کوتاه و ن...

بعضی فتح‌ها،امنیت یک ملت را رقم می‌زنند…در روزگاری که سایه‌ی...

P²سه دختر هنوز جلوی خانه‌ی چه‌یون ایستاده بودند.یورا با ترس ...

🖤 پارت بیست‌وسوم | برادرلانا به جونگکوک خیره شد.— یعنی چی؟ پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط