گاهی مثه سردرد میفتی به جونم دوست دارم با یه ژلوفن سر و ت

گاهی مثه سردرد میفتی به جونم دوست دارم با یه ژلوفن سر و ته داستان رو جمع کنم ولی تو کسی نیستی که با همچین بادایی تکون بخوری پس بمون تو سرم و جایی نرو
دیدگاه ها (۱)

I used to be frightened of dyingI used to think death was th...

...

And suddenly ...BAMshe Fell In Love...!

باید به معمار من آفرین گفتستون ها دونه دونه فرو میریزن!و من ...

مثلث عشقی من پارت ۱۹:ا/ت ویو یهویی اومد رو به روی من منم داش...

سلام👋🏻😄میدونم همگی با ذوق منتظر پارت بعدی داستان هستین، ولی ...

دوچیز میخوام بهتون بگم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط