او گفت اگر بخوای اوضاع رو به حالت قبل برمیگردونم
او گفت: "اگر بخوای، اوضاع رو به حالت قبل برمیگردونم."
کلاغِ آبنوسی خندید: "برگشتن به عقب بعد از ساختن رنگها، فقط به معنای کوررنگیئه. بگذار همینطور بمونه. بدون سیاهیِ من، سپیدیِ اون درخششی نداره. حداقل چنین چیزی آرامشبخشه."
بیرون از غار باران میبارید. کلاغ از دروازهی غار پرید، پرواز کرد، اوج گرفت و او به سیاه شدن قطرات باران پس از عبور از روی بالهای آبنوسرنگِ پرنده خیره شد. زیرلب گفت: "اشتباه میکنی. من رنگها رو نساختم، بلکه کوررنگی تو و کبوتر رو شفا دادم." او آه سردی کشید و خطاب به پرندهای که در افق ناپدید شده بود ادامه داد: "انگار به جای توان دیدن رنگها، باید توان دیدن حقیقت رو به شما میدادم."
کلاغِ آبنوسی خندید: "برگشتن به عقب بعد از ساختن رنگها، فقط به معنای کوررنگیئه. بگذار همینطور بمونه. بدون سیاهیِ من، سپیدیِ اون درخششی نداره. حداقل چنین چیزی آرامشبخشه."
بیرون از غار باران میبارید. کلاغ از دروازهی غار پرید، پرواز کرد، اوج گرفت و او به سیاه شدن قطرات باران پس از عبور از روی بالهای آبنوسرنگِ پرنده خیره شد. زیرلب گفت: "اشتباه میکنی. من رنگها رو نساختم، بلکه کوررنگی تو و کبوتر رو شفا دادم." او آه سردی کشید و خطاب به پرندهای که در افق ناپدید شده بود ادامه داد: "انگار به جای توان دیدن رنگها، باید توان دیدن حقیقت رو به شما میدادم."
- ۴۶۳
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط