میدانی ؟!

میدانی ؟!

امروز خدایم به من اینگونه گفت :

با من که باشی همه جا رنگین است

و طلوع صبحی دیگر را خواهی دید

تو لبانت را کمی تکان بده ، آن وقت من برایت خندانش میکنم

دستانت را بمن بده ، آن وقت من برایت گرمش میکنم

پاهایت را به من بسپار ، آن وقت خواهی دید چطور پله های ترقی را یک به یک میگذرانی
تو فقط با من باش ...
دیدگاه ها (۳)

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:2پاتو از اون خون...

RESPECT OR DIE : پارت هفدهمجونگ‌کوک چند قدم جلو رفت...درِ سا...

سناریو: ماه سرخ

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت هشتمساعت نزدیک پنج بود.باران از...

My lovely neighbor part : 45

حقیقت پنهان پارت ۷ بورام : مامان بابا بورام سمت پدر و مادرش ...

میدانی ؟!امروز خدایم به من اینگونه گفت :با من که باشی همه جا...

میدانی ؟!امروز خدایم به من اینگونه گفت :با من که باشی همه جا...

میدانی ؟!امروز خدایم به من اینگونه گفت :با من که باشی همه جا...

سلاممیدانی ؟!امروز خدایم به من اینگونه گفت :با من که باشی هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط