بسیار سال ها گذشت

بسیار سال ها گذشت
تا بفهمم
آن که در خیابان می گرید
از آن که در گورستان می گرید
بسیار غمگین تر است

سال ها گذشت و من
از خیابان های بسیار
از گورستان های بسیار
گذشتم
تا فهمیدم
آن که حتی
در خلوت خانه خویش
نمی تواند بگرید
از همه اندوهناک تر است.
دیدگاه ها (۱)

تمام ترانه هایم ترنم یاد توستوتمام نفسهایم خلاصه در نفسهای ت...

باورکن آنقدر ها هم سخت نیست…فهمیدن اینکہ بعضی ها می آیند کہ ...

انقدردوستت دارم کهپروانه ها گیج می شوندگل ها تعجب می کنند و ...

وقتی سایه تو بالای سر من است،دیگر هیچ آفتابی نمیتواند مرا بس...

سایه های فیروزه ای (پارت۱)شبی تاریک بود. ماه آن شب کامل بود....

یـادش بـخیـر 🌸🌸هر جمعه خونه "مادربزرگ" جمع می‌شدیمریز تا درش...

🙂روزها گذشت.من دوچرخه‌ام را در زیرزمین خانه قایم کردم تا هیچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط