بسیار سال ها گذشت

بسیار سال ها گذشت
تا بفهمم
آن که در خیابان می گرید
از آن که در گورستان می گرید
بسیار غمگین تر است

سال ها گذشت و من
از خیابان های بسیار
از گورستان های بسیار
گذشتم
تا فهمیدم
آن که حتی
در خلوت خانه خویش
نمی تواند بگرید
از همه اندوهناک تر است.
دیدگاه ها (۱)

⁨نبودی لایق عشقم، مصمم زندگی کردم به پایت سوختم؟ اما نه! من ...

مادرم نیست

غم را نمى شود از تن بيرون كرد؛ اين را خيلى دير فهميدم.آدم خي...

سیاسی اجتماعی

ایرانی باغیرت اول از همه ایران را دوست دارد...

پارت اول خیابان خلوت بود و صدای قدم‌هایم روی سنگفرش‌های خیسِ...

در سرم شهری‌ستکه هیچ‌وقت شب نمی‌شود؛پر از خیابان‌های بی‌انته...

تابستان‌های قدیم، بوی زندگی می‌داد…خانه‌های حیاط‌دار، دیواره...

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط