part

part :24
(علامت کوک +علامت ته _)
باید یه کاری میکردم که قبل رفتن خوشحال بشه تنها کاری که از دستم بر میومد یه چیز بود
+میگم.... ن..نظرت چیه یه چیزی رو امتحان کنیم ؟!
_چیو 😈
+خ...خ..خب ..... چیز
_چیز چیه (تهیونگ شیطنتش گول کرده بود و منظور کوک رو خوب میدونست)
+عععع.... اظیت نکن دیگه خودت میدونی
_نَع تا نگی که نمیدونم منظورت چیه
دستم رو کشیدم رو بدنش و لبام رو گذاشتم رو لباش و آروم لباسش رو از تنش در آوردم. یهو بغلم کرد و انداخت رو مبل
_مطمعنی میخوای این کارو بکنی ؟
+میخوام قبل رفتنت خوشحالت کنم

راوی: تهیونگ قلبش تند تند به سینش می‌کوبید و جونگ کوک هم دست کمی از اون نداشت تهیونگ با بی‌میلی از لبای کوک دل کند و رفت سراغ گردنش و شروع کرد به مارک کردن گردنش و ناله های کوک هم از لذت بالا رفته بود و این بیشتر تهیونگ رو تحریک می‌کرد ته لباس کوک رو از تنش کند و آروم آروم شکمش رو بوسید تا رسید به شلوارش یه نگاه به کوک انداخت که لبش رو گاز زده بود . شلوارش رو از تنش در آورد . شلوار خودش هم درآورد و بی معتلی عض*و*ش رو و*ا*رد کوک کرد کوک از لذت ناله ای کرد و تهیونگ شروع کرد عقب جلو رفتن ......
دیدگاه ها (۲۰)

part: 25 ویو تهیونگ (علامت کوک + علامت ته_)بعد اون روز دیگه ...

اینم وضعیت تهکوک بعد اینکه تهیونگ رفت سفر 😅🫡

part :23ویو جونگ کوک (علامت کوک+علامت ته_)صبحونه رو که آماده...

part :22ویو تهونگ (علامت ته +علامت کوک_)با وول خوردن یه چیزی...

black flower(p,308)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط