درشهر آشوب چشمانت

درشهــر آشوب چشمانت
دلم ڪمے شراب ناب میخواهد
تو اے که جام عـشقت
به مستی نشسته
بگذار طواف ڪنم
شراب سرخ لبانت را و بنوشم
از پیاله‌ے دلتنگے عـشق را
تا آرام بگیــرد این رعشه‌اے که
بجانم فتاده.
دیدگاه ها (۱)

داشتن یکی مثل تُ یعنی زندگی...

تویے که غیر دلمهیچ جا مقام تـــــو نیست ...

‍ زنــــدگــی قانـــون باورها ولـیاقتهاست....دوست خوبم هــ‌...

با هرکسی چنان رفتار کن که انگار او بخشی از خوشبختی توست...به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط