من یک نفر بودم

من یک نفر بودم

تو با چه لشکری

به تنهایی من هجوم آوردی...

چشمانت...
دستانت...
عطرتنت...


#مژگان_بوربور
دیدگاه ها (۱)

این منصفانه نیست!پنج دقیقه چشمانت رازمین بگذار،می خواهم حرف ...

نگاهت می کنمخاموش و خاموشی زبان دارد زبانِ عاشقانچَشم است و ...

زیبایی یک زن در لباس هایی که می پوشد نیست، در چهره یا در نحو...

"تو" بتهوون ترین سمفونیِ دنیایی،زمانی که هیچ قطعه ای برایم د...

مینویسم از تو ...♥️از وجودت از نگاهت از چشمانت .مینویسم از ت...

شاید که تقدیر در جهان دیگری در انتظار ماست ،شاید که دوباره آ...

تو را دوست دارم... نه برای لبخندهایت، نه برای زیباییِ چشمان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط