من هیچ وقت جنگجوی خوبی نبودم !

من هیچ وقت جنگجوی خوبی نبودم !
فرمانده هر بار دستور شلیک میداد
به آخرین نامه ی سرباز دشمن فکر می کردم : " همسر عزیزم به
دخترمان بگو
پدرت به زودی باز خواهد گشت."

داود سوران *
دیدگاه ها (۳)

‏🐿[۱۵:۰۰ ~ ۱۵:۰۴ به وقت کلمبیا]آه، تبدیل به یه پسر سرماخورده...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت یازدهمیونا نامه رو باز کرد و شرو...

رمان لونا و ویلیام -قسمت آخر بخش۱

★彡   Part 49 彡★ من اینطوری نبودم.هیچ وقت، انقدر که الان هستم...

The unwanted roommate___________________________ویو جئون جون...

Custom bride

پارت ۳ مدتی از اون روز می‌گذشت چند روزی بود که دیگه به استود...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

رمان :قرار داد سرنوشت. part:۴

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۸صدای قدم‌های ات و جونگکوک در را...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط