همبازی قدیم ؛ چشم نگذار …

همبازی قدیم ؛ چشم نگذار …

آنقدر از تو دورم که با شمردن همه اعداد هم پیدایم نمی کنی !
دیدگاه ها (۱۱)

از خانمی پرسیدند: «شنیده‌ام پسر و دخترت هر دو ازدواج کرده‌ان...

در بازگشت از کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد: «فکر می کنی آ...

لاف می زدم که فراموشت خواهم کرد ! کجایی که ببینی این روزها ت...

کودک که بودم ؛ تاب بازی بهانه ی خنده های بلندم بود ؛ حالا که...

من تمام دین خود را در طوافِ چشمِ تو ؛هفتمین دورم کجا بود ؟! ...

من تمامِ دین خود را در طوافِ چشمِ تو.‌‌‌.....هفتمین دورم کجا...

خواستی بری برو اما نه بی خداحافظی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط