پ آخرف۲ بلاخره عروسی تموم شد و رفتیم دور زدن و عروس و دام

پ آخرف۲ بلاخره عروسی تموم شد و رفتیم دور زدن و عروس و داماد رو همراهی کردیم خونه توی اتاق من اتاق منو آماده کرده بودن واس عروس دوماد من و سحر رفتیم توی اتاق مهرداد و میلاد خان هم اتاق خودش لباسا رو در آوردیم و دوش گرفتیم و خوابیدیم صبح زود بیدار شدم ورزش کردم و درس خوندم و کلاس رفتم و ساعت۱ برگشتم خونه ک دیدم عروس و داماد تازه از خوابیدار شده بودن +به به زن گرفتی کار رو بیخیال شدی تا لنگ ظهر میخوابی _ سلامت کو خب دیشب عروسیم بوده ها ی امروز مرخصی از دانشگاه گرفتم و باشگاهو ی روز بستم +حالا خوبه دو ۳ روز نکردی مگرن عادت میکردی هر روز تا لنگ ظهر میخوابیدی میلاد گفت _چیکار داداشم داری +باش ناهار رو خوردیم و باز رفتیم سرکار و درسامون تا شب و شب برگشتیم و از خستگی حتی ورزش هم‌نکردیم و خوابیدیم ادامه دارد خوشتون اومد ؟؟؟!! دوستون دارم ❤❤❤❤❤❤
دیدگاه ها (۰)

لیا : نه خبری از تالار لباس عروس دوماد یا دعوت نامه و اینا ن...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

قسمت ۸(بخش یک)

میدونین چیه؟🤓الان حتی از دخترک تنهای توی روبیکا هم تنها ترم🤣...

حتماً! ادامه داستان رو از جایی که لیسا از کما بیدار شده و آت...

Enemys Embrsce [ part ۱۵ ]

رمان: قلب در تاریکی

😞 لذتی که توی خوابیدن با لباس مدرسه، بین ساعت ۷ تا ۷:۱۵ صبح ...

part ⁴دست اجوما رو گرفتم و باهم از اون انباری خاک خورده اومد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط