در کتاب شعر هستی تو یگانه گوهری
در کتاب شعر هستی، تو یگانه گوهری
شاه بیت هر غزل، مانند رؤیایی هنوز
درد حرمان، صبر ایوبی، نصیب من شده
وعده شیرین امروزی و فردایی هنوز
چون در آئینه نظر کردم، کنارم دیدمت
فصل پیری گرچه آمد، باز زیبایی هنوز
روی نیمکت دسته ای گل می گذارم جای تو
با خودم هم صحبتم، از فرط تنهایی هنوز
من اسیر دست تقدیر و رهایی سهم تو
ماهی برکه من و ماهی دریایی هنوز
بداهه
مسعود_ثروت
شاه بیت هر غزل، مانند رؤیایی هنوز
درد حرمان، صبر ایوبی، نصیب من شده
وعده شیرین امروزی و فردایی هنوز
چون در آئینه نظر کردم، کنارم دیدمت
فصل پیری گرچه آمد، باز زیبایی هنوز
روی نیمکت دسته ای گل می گذارم جای تو
با خودم هم صحبتم، از فرط تنهایی هنوز
من اسیر دست تقدیر و رهایی سهم تو
ماهی برکه من و ماهی دریایی هنوز
بداهه
مسعود_ثروت
- ۵۷۸
- ۰۹ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط