ابرو خَم چوگان و گوی چشمش به دام اسیر

ابرو خَم چوگان و گوی چشمش به دام اسیر

گیسوانش بر باد چو تاخت یال توسن است

ارس آرامی
دیدگاه ها (۰)

پاییز باز به پرسه‌ای در کوچه‌ عشق به شوق پا می‌نهدتا طفل آذر...

من شکستم تا تو را عاشق کنمبعد من باران فقط آب است و بسهر که ...

تیشه بگذار و نکن فرهاد که تلخ می‌شودآن شیرین که به قلب کوه ج...

زلف چو شب اهواز و ابرو چاقوی زنجانچشمانش طعنه به خمخانه شیرا...

بالکون بود و هوا خیلی خنک کننده.. آسمان پر از ستاره و در زمی...

در دنیای سلطنت

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 35✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط