خَرمَنِ سوخته ی ما به چه کارش می خورد

خَرمَنِ سوخته ی ما به چه کارش می خورد

که چو برق آمد و در خشک و تَـرِ ما زد و رفت


رفت و از گریـه ی توفانی ام اندیشه نکرد

چه دلـی داشت خدایا که به دریا زد و رفت.....

😢 😢
دیدگاه ها (۱۲۷)

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۱: جواب واقعیچند ثانیه سکوت بینشان ماند.ح...

دردسر های بچه داری پارت۵

فیک : بین راندها

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

در دنیای من عشق بی معنی ست

✍حکایت عاقبت دغلمرد ثروتمندی گله ای گوسفند داشت.شبها شیر گوس...

صدای دویدن هر لحظه نزدیک‌تر می‌شد.ات ناخودآگاه یک قدم به یون...

پارت هجدهم [فصل اول] | یک عصر متفاوت 🌸🏡زنگ پایان کلاس به صدا...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط