من نمک گیر لبان شور و شیرین تو ام

من نمک گیرِ لبانِ شور و شیرینِ تو ام

شاعرِ شوریده یِ موهایِ پرچینِ تو ام

قصه گویِ خوابِ شب هایِ سیاهِ چشمِ تو

عاشقِ گلگونه هایِ سرخ و رنگینِ تو ام

بودنم در بودنت معنای بودن را گرفت

در نبودت ابری ازغمهای نمگینِ تو ام

من لبالب از لبانت بوسه ها برچیده ام

مست ازآن پیمانه های خنده آگین تو ام

تو مسیحایی و با هر دم مرا زنده کنی

تو اهورایی و من آتشگه دین تو ام

تو دعایِ مستجابی ، در نیازِ چشمِ من

من پیاپی در پیِ پیکی از آمین توام 
دیدگاه ها (۲)

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

کن نظری که تشنه ام ، بهر وصال عشق تومن نکنم نظر به کس ، جز ر...

‌ عشق یعنی در کنارش حس آرامش کنی بوسه را پیوسته از لبهای او ...

آیینه پرسید که چرا دیر کرده است ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط