با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام
با غم تنهایی ام دیگر مدارا کرده ام
با خودم یک خلوت جانانه برپا کرده ام
آخرش یک شب گلوی بغض را خواهم شکست
من که هرشب گریه هایم را تماشا کرده ام
گفته بودم بی تو می میرم خدایی راست بود
چندوقتی هست هی امروز و فردا کرده ام
شعر بی چشمان تو در ذهن من خشکیده است
این غزل را توی شالیزار پیدا کرده ام
من حواسم نیست از روزی که رفتی چندبار
چندبار این درد سرکش را مدارا کرده ام
ادعای بی خیالی پیش این عاشق نکن
من خودم یک عمر از این ادعاها کرده ام
قول دادم این اواخر پاک باشم از دروغ
«دوستت دارم» ولی هربار حاشا کرده ام.....
با خودم یک خلوت جانانه برپا کرده ام
آخرش یک شب گلوی بغض را خواهم شکست
من که هرشب گریه هایم را تماشا کرده ام
گفته بودم بی تو می میرم خدایی راست بود
چندوقتی هست هی امروز و فردا کرده ام
شعر بی چشمان تو در ذهن من خشکیده است
این غزل را توی شالیزار پیدا کرده ام
من حواسم نیست از روزی که رفتی چندبار
چندبار این درد سرکش را مدارا کرده ام
ادعای بی خیالی پیش این عاشق نکن
من خودم یک عمر از این ادعاها کرده ام
قول دادم این اواخر پاک باشم از دروغ
«دوستت دارم» ولی هربار حاشا کرده ام.....
- ۱.۳k
- ۲۳ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط