برهوتِ بی کسی

برهوتِ بی کسی

یعنی همین جا

جایی که من ایستاده ام

جایی که شما ایستاده اید

یعنی کشمکش بین مرزِ نبودن و خواهشِ بودن

تنهایی؛

یعنی تخت خواب های خسته

یعنی خودت در آغوش خودت

با یک بال شکسته

باید دست برداریم از انتظار

از حسرتِ جاده ها

از چشم های همیشه به راه

از فکر رفته هایی که باز نمی گردند

در سرزمینی که هر طرفش خورشیدی غروب می کند

هیچ فردایی

تکرار می کنم

هیچ فردایی

روزِ موعود نیست.
دیدگاه ها (۱)

کاش چرخِ روزگار برای یکبار هم که شده طوری می‌‌چرخید،که هر کس...

دنیای این خانهپر شده از عکس‌های تودر کافه‌های شلوغ شهربا دوس...

بعد از تو ...نازنینم !عادت نیست از این فاصله برای تو نوشتن.....

کاش می‌‌دانستم کدام گوشه ی این دنیای بزرگ نشسته‌ای و این نوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط