دیروز

دیروز
می ترسیدم از باز کردن دری
که پشتش در بسته ی دیگری باشد
امروز
می ترسم از دری
که پشتش در دیگری نباشد
دیدگاه ها (۱)

به احمقانه ترین شکل ممکن دلتنگ کسی هستم که هیچ خیابانی را با...

شب رااز زنانی بپرسکه تنها گذاشته شده اند!زیرا که شب ها همه چ...

ماجراهای احساسیخطرناک تر از جنگ هستنددر نبرد آدم یک بار بیش ...

"زندگی" همچون بادکنکی استدر دست کودکان که همیشه ترس از ترکید...

خدا گر ز حکمت ببندد دریز رحمت گشاید در دیگری « سعدی »نگران د...

هلن کلر میگه:«وقتی دری به سوی خوشبختی بسته میشود، در دیگری ب...

...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط