۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه
سوپرایز شدینننن؟🥺🥹🥹🥹

پارت۶۰

روز بعد در آکادمی ایدن
آنیا و بکی و ایسا داشتن باهم تو حیاط راه میرفتن
بکی:آنیا آیسا یه چیزای عجیبی شنیدم
آنیا:چی؟
بکی:شنیدم که معمولا اکثر افراد میرن دیسکو و اونجا پارتنرشونو پیدا میکنن این قبلا زیاد نبود ولی الان خیلی زیاد شده
آیسا: تچ چه مسخره
[ولی شاید باعث شه دمیتریوس بدست از سرم برداره]
آنیا✨️[گاننن]
بکی:بچه ها من خیلی کنجکاو شدم میاین امروز بریممم؟؟
آیسا:عه باشه حتما
بکی[این که کمی پیش میگفت مسخرست]
:بچه ها من میرم دستشویی[دزموندا هم دعوت کنممم؟من که خودم با اوین میام فقط بخاطر خوش گذرونی میرم یا بهتره بگم اوین بهشون بگه آره فکر خوبیه هرکی اومد اومد نیومد نیومد](بکی دور بود برای همین نمیتونستن ذهنشو بخونن)
جریان رو برای اوین توضیح داد
اوین:باشه
رفت پیش برادرا(دامیان دیگه بیشتر با براداراش میگرده نه نوچه همون امیل)
اوین:بچه ها امشب میریم دیسکو میاین؟
دنیل:دقیقا منظورت از میریم چیه با کیا؟
اوین:خب اکثرا میان دیگه به احتمال بیشتر مدرسه اونجا باشن (بکی گفته بود دقیق نگه کیا میان)
دامیان:او کاری نداریم درسته؟ میتونیم بیایم
دمیتریوس و دنیل هم تایید کردن
اوین:باشه خب ساعت ۸ میبینمتون

خب دیگه تا پارت بعدددد
به نظرتون نقشه آیسا چی میتونه باشهه؟
دیدگاه ها (۱۶)

زمرد های صورتی پارت ¹³بکی و امیل رفتن در رو روی آنیا و دامیا...

عشق حقیقیپارت:۴موقعیت کتاب خونهمانیا تو ذهن:هوممم چطوره یک ک...

عشق پنهان

طلسم چشای بانمکت/p21/فصل ۲

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

عشقی حقیقی

007-پنهان در مه - پارت ۷۶

پارت ۱۲ [ آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷ ]ویو انیا توی مدرسهمثل میشه وقت...

عشقی حقیقی

ادامهانیا:دفه اخرت باشه سره من داد مسزنی😡پشت صحنه انوراندر:و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط