آغوشت چه گرم بود در خیالم ..‌.

آغوشت چه گرم بود در خیالم ..‌.
هوشیار که شدم
فقط زمستان بود و کوله بار دلتنگی
و فاصله هایی که
تا ابرهای حسرت
همین طور ، ادامه داشت ...
آه،آغوشت ...
دیدگاه ها (۳)

گاهی آدم دلش می‌گیرد، نه از یک اتفاق خاص، بلکه از تمام چیزها...

#این پاییز لعنتی...فصل‌ها عوض شدند و من در هر فصل، جُست‌وجوی...

عنوان: «جرئتی که حقیقت شد»پارت ۱سالن نامزدی یکی از دوستای قد...

آپدیت استوری اینستاگرام جه هی(خواهر بزرگتر چانگبین)که تو ایو...

My professorChapter:2Part:103رو به روی هم نشسته بودیم.اونقدر...

سناریو سو پارت دوم

🖤🥀 زندگی کاری به این حرف‌ها ندارد… ادامه دارد! 🌧️🚶🏻‍♂️✨💔😔 گا...

ازدواج اجباری پارت ۲

بهرام دبیری هیپی های حشیشی و مدل های برهنه

رمان بهترین من☆اهمم تصمیم گرفتم رمان بنویسم خیلی درخواست داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط