سلام

سلام
دیروز همسرام تعریف می‌کرد
شب سال رفیق شهید بود مدافع امنیت
همه بودن در وجود ولی من خودم را درآن جا نمی دیدم به کمال دعا شروع شد توسل بود خوانده بودم بعداز نمازم درهمان که دعا میخواندن کوشیم را باز کردم پخش اهنگ ها

هنزفری رودراوردم ودرکوشه ای اهنگ گوش میدادم کسی حواسش به من نبود عثلا دعا
که تمام شد چشمانم بسته بود ودرورای آن
محفل بودم بادست به پهلویم زدن که گوشی را درآوردم ببینم چی بلندگورااورده بودن جلویم که ختم دعارا که صدای اهنگ در مجلس پیچید هرکسی درآن جا بود فهمید وزمزمه شروع شد درآن واحد حکم صادر شد هرکسی اندازه مقامش حکم صادر کرد خدا خیرش بدهد آقا سید دعاراخواند دیدسرم پایین هست فریاد سر داد اگر خداوند این دعاراقبول کند فقط به خاطراین عزیز من خیال نمی کردم که گناه کردم ولی تمام بچه گی که باآن عزیز شهید را داشتم درآن یک لحظه در باورم زندگی کردم مادر شهید هم از کردارم خشنود بود
شادی روحشان بخوان دردل با فریاد
🍃🌸 اللّٰھـُــم ؏جِّل لِوَلیڪَ الفَرَجـْــ 🌸🍃
دیدگاه ها (۰)

سلامدر کمال هم چون وجود باش در باورتا سخن نیگوی بماند در ورا...

سلاموقتی وجودانسان بدون خالق باشد هیچ چیزی حساب نمی گرددحتی ...

سلامچراباید عشق را در باید دیگران دیدنباید های خودمان عشق نم...

روزی برایم گفت که جوانان با قلیان همنشینمی‌شوند باورنکردماین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط