راه گریزی ندارم

راه گریزی ندارم
می سوزم و می نویسم
صد مرد آتش بگیرند
یک زن در آتش نماند
دیدگاه ها (۲)

شب جمعه شده و روضه مرا ریخت به همفاطمه آمده و کرب و بلا ریخت...

شب را سحر نموده‌ام اما بدون تواینجا نشستہ‌ام تڪ وتنها بدون ت...

نوڪر زهرا شدم دنیا بہ نامم گشتہ اسٺنام پاڪ فاطمہ ذڪر سلامم گ...

دوچشمش بسته اما درد داردیقینا بیش از اینها درد داردبریز آبِ ...

بالاخره فهمیدی قضیه چیه

پست جنبه‌ی فان داره وگرنه من هیچگونه جمع بندی ای ندارم هم مر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط