مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوست

مردی در حالی که به قصرها و خانه های زیبا مینگریست به دوستش گفت: وقتی این همه اموال رو تقسیم میکردن ما کجا بودیم. دوست او دستش رو گرفت و به بیمارستان برد و گفت: وقتی این بیماریها رو تقسیم میکردن ما کجا بودیم!!!!
خدایا واسه داده ها و نداده هات شکر.
دیدگاه ها (۳)

احمقی به نام پزشکیان پزشکیان: در صورتی که آمریکا محاصره رو ب...

سلام شکلات های من 🍫🍫چند پارتی درخواستی از کوک پارت ¹ویو ا.ت ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁹دستش رو به سمتم دراز کرد._بیا..صدای ...

فیک کوکجنبه نداری نخون سیسی خو فصل ²پارت ⁹* اوه چه دافی پرنس...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

گربه های ولگرد پارت ۱ قسمت ۶

سناریو جونگکوک

محو زیبایی او پارت ۲۵ویو رزا تو بیمارستان بودم چشمام سخت باز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط