مـــــــــــــــرد کـــــــه باشــــــــی بایــــد :

مـــــــــــــــرد کـــــــه باشــــــــی بایــــد :
برای هضم دلتنگی هایت قدم بزنی و با نگاهت با سنگ فرش خیابان ها و پیاده روها
حرف بزنی …
برای حجم تلخ بی کسی هایت سکوت کنی …
شانه هایت را پناه گریه اش کنی و در عوض دست های مردانه ات سرپوش
اشک هایت باشد …
اما …
گــــــــریه نکن !
محکم باش !
مانند دستانت … مثال شانه هایت …
آخر تو مَردی …
مــــــــــرد کـــــــــه گـــــــــریه نمی کنــــد
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_48ماشینو روشن کردم پامو گذاش...

🍷 شراب قرمزقسمت هفتم: خائنصدای قفل شدن در، داخل اتاق پیچید.ر...

🦢 پارت نوزدهم | محافظجنگکوک هنوز به صفحه‌ی گوشی خیره بود.عکس...

RESPECT OR DIE : پارت پانزدهممرد چند لحظه به جونگ‌کوک خیره م...

تالار در سکوت فرو رفته بود.سوکونا روی تخت سنگی نشسته بود و ب...

.قمار آخرقسمت اول :قمار باران شدیدی می باریدلارا پشت پنجره ا...

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

🍷 شراب قرمزپارت ۲۸ — تلهماشین با سرعت در جاده‌ی تاریک حرکت م...

داستان عاشقانه جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط