میگویی #باران را #دوست_دارم اما وقتی باران میبارد چتر بدس

میگویی #باران را #دوست_دارم اما وقتی باران میبارد چتر بدست میگیری...
میگویی آفتاب را دوست دارم اما زیر نور خورشید به دنبال سایه میگردی...
میگویی باد را دوست دارم اما وقتی باد میوزد پنجره را میبندی...
حالا دریاب #وحشت مرا وقتی میگویی #دوستت_دارم...!!!
دیدگاه ها (۱)

خدایا آغوشت را امشب به من میدهی؟برای گفتن؛چیزی ندارم...):می ...

ٺۆ هڔ ۺهړ ڐڼیا ڪهـ بٲڔۅڼ بیٱد خیٲبۈنے ڰ‌م مێۺه ٺۈ بغض ۈ ڐڔدټ...

گفت:این چیه گذاشتی رو لبات؟تو که سیگاری نبودی...گفتم:خیلی وق...

#دیونه رو هیچکی نمیتونه آروم کنه جز اونی که #دیونش کرده...>:

رقص سایه‌ها | پارت ۱۷: مهمانِ ناخواندهصدایِ باز شدنِ در، مثل...

مردی در ساحل...[پارت ششم]روز بعد...از صبح باران ریزی می‌باری...

Part ۱: ملاقات در بارانباران از عصر شروع شده بود و حالا نزدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط