غروب هفتمین خورشید تسلیت باد

غروب هفتمین خورشید تسلیت باد

———————

گمان می کرد می تواند وسعت بی‏ کرانگی ‏ات را به چهار دیواری زندان بکشاند! گمان می کرد می ‏تواند معصومیت محض را در پشت میله‏ ها به زنجیر کشد! گمان می کرد می ‏تواند نور خدا را در تاریکی زندان پنهان کند! چهارده سال رنج مکرّر؛ چهارده سال از پشت میله ها تابیدن!

تو خورشیدی و خورشید هرجا که باشد می ‏تابد؛ میله‏ ها نمی توانند مانع نورافشانی اش شوند.

یا باب‏ الحوائج! دیرگاهی است که این میله‏ ها، شاهد سجده‏ های آسمانی‏ ات هستند.

دیرگاهی است که خشت خشت دیوارهای زندان به سوز ناله ‏های شبانه ات، دل خوش ‏اند.

میله‏ های زندان، بزرگ‏ترین دلیل مظلومیت تو و غل و زنجیر دست و پاهایت، بهترین راویِ مصائب توست.

یا باب‏ الحوائج!

چهارده سال در عمیق ‏ترین سیاه ‏چال جور و ستم هارون، کورترین گره‏ های ناممکن را به یک اشاره گشودی و با سوز مناجات عاشقانه ات، سیاه ترین قلب‏ ها را به لرزه در آوردی!

شهادت جانسوز حضرت امام کاظم علیه السلام را به محضر مقدس امام زمان عج الله تعالی فرجه الشریف و محبین حضرتش تسلیت عرض می نمایم🖤
دیدگاه ها (۰)

گردن‌کشی‌های بن‌گویر تمامی نداردبن‌گویر»، وزیر امنیت داخلی ر...

بریم پارت ۵۵ دختر کوچولوم:سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۵۵ات چن...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۱۰✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒...

https://wisgoon.com/dabi5988من هشت سال از عمرم را در اسارت و...

خسف | قصه سی ام: امام کاظم (ع) (بخش پایانی)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

𝒫𝒶𝓇𝓉 18عقد با رئیس مافیاهوا در پل هان سنگین شده بود.تهیونگ چ...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

🖤 مافیای من — قسمت ۲۳وقتی احساسات خطرناک می‌شوندصبح روز بعد،...

The Last Shadow

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط