نمی دانم شب ها

نمی دانم شب ها



من شاعر می شوم



و تو را غزل باران می کنم



یا تو بهانه می شوی



و من



غزل غزل می بارم ؟!


●○•S●•○
دیدگاه ها (۵)

به دروغ گفته ام به خوابم می آیی ! تا چشمانم دمی پلک بر هم بگ...

تنهایی انتظار پیاده رو هر چه دارم طول دارند . دیگر عرضی ندار...

:|

بــے تو مثل یہ دریامکہ غرقم توی دردام

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

چشمانم را که می بندم

من هیچوقت احساس ناتوانی نمی‌کنممگر وقتی که دلتنگ تو می‌شوم.-...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط