مخملی
مخملی
Part 44
کوک- پس آماده ای پس میتونیم دیگه بدون مانعه ای انجام بدیم..البته یونگی باید بیاد این بچه هارو بخوابونه بعد بیا تو اتاق من بریم رو کار
تهیونگ سرشو به تایید تکون میده و وارد حmوم میشه.
ته- به هر حال که از بدنnخوشگلم باید نهایت لذt رو ببرید!
و بعد داخل حmوم میشه و درو هم نیمه باز میزاره
میره داخل کابین حmوم و در شیشه ای اونم نیمه باز میزاره و دوش رو باز میکنه و زیر وایمیسه
جونگکوک به تهیونگ نگاه میکنه. فهمیده بود تهیونگ در حمومو از قصد باز گذاشته و مرد مطمئن بود اگه یکم دیگه میشست نگاه میکرد نمیتونست خودشو کنترل کنه!
کوک- تنبیهت و میزارم برای فردا بیب! که بدnتو تو دید من میزاری اره؟؟
تهیونگ صدای جونگکوک رو میشنید.
با نیشخند نگاه میکنه بهش و در اخر پرده داخل کابین رو میکشه و اروم میخنده
گوشاشو تیز کرده بود تا بفهمه جونگکوک داره چیکار میکنه.
جونگکوک پدصگی نسار تهیونگ میکنه و از اتاق خارج میشه. نگاهش به تهجو میوفته:
کوک- بابات کو ؟
ته جو شونه شو بالا میندازهو
تهجو- نمیدونم
جونگکوک سرشو به تایید تکون میده و میره اونور..یونگی رفته بود دنبال دخترظ که انقدر دیر شده بود؟؟
کوک- رفته بزاعه انگار!
جونگکوک اروم با خودش زمزمه میکنه که این زمزمه از گوش تیز تهجو دور نموند. تهجو به جونگکوک نگاه میکنه.
تهجو- چیزی گفتی جونگکوک؟
کوک- نه عزیزم چیزی نگفتم که!
تهیونگ حmوم میکنه و بعد نیم ساعت میاد بیرون و لباس مثل همیشه یه شr تک خودشو و به پیرهن مردونه گشاد که ماله جونگکوک بود رو میپوشه و بعد از گرفتن اب موهاش میاد از اتاق بیرون.
تهمین با دیدن مامانش لبخندی میزنه میره سمتش
تهمین- مامانه خوشبوم اومدد!
جونگکوک سرشو برمیگرده و به تهیونگ نگاه میکنه و متوجه نم موهاش میشه.
کوک- موهاتو چرا خشک نکردی؟ مریض میشی
تهیونگ خم میشه گونه تهمین رو میبوسه
ته- حوصله نداشتم موهامو خشک کنم
کوک- خب مریض میشی...بیا بریم بالا موهاتو خشک کنم
تهجو- مامانمو نبر بالا هرموقع میبری ده ساعت بعد مامان ازش میاد بیرون..عییشش
تهیونگ میخنده اروم و جلو تر به سمت اتاق میره.
جونگکوک دنبال تهیونگ میره و وسطراه برمیگرده به تهجو نگاه میکنه.
کوک- به تو چه بچه پروو؟؟
وارد اتاق میشن موهای تهیونگ رو با سشوار خشک میکنه و بوسه ای روی شونه پسر میزاره.
تهیونگ دستی تو موهاش میکشه و بلند میشه
نگاهی به جونگکوک میندازه.
ته- یه چیزی بگم؟
Part 44
کوک- پس آماده ای پس میتونیم دیگه بدون مانعه ای انجام بدیم..البته یونگی باید بیاد این بچه هارو بخوابونه بعد بیا تو اتاق من بریم رو کار
تهیونگ سرشو به تایید تکون میده و وارد حmوم میشه.
ته- به هر حال که از بدنnخوشگلم باید نهایت لذt رو ببرید!
و بعد داخل حmوم میشه و درو هم نیمه باز میزاره
میره داخل کابین حmوم و در شیشه ای اونم نیمه باز میزاره و دوش رو باز میکنه و زیر وایمیسه
جونگکوک به تهیونگ نگاه میکنه. فهمیده بود تهیونگ در حمومو از قصد باز گذاشته و مرد مطمئن بود اگه یکم دیگه میشست نگاه میکرد نمیتونست خودشو کنترل کنه!
کوک- تنبیهت و میزارم برای فردا بیب! که بدnتو تو دید من میزاری اره؟؟
تهیونگ صدای جونگکوک رو میشنید.
با نیشخند نگاه میکنه بهش و در اخر پرده داخل کابین رو میکشه و اروم میخنده
گوشاشو تیز کرده بود تا بفهمه جونگکوک داره چیکار میکنه.
جونگکوک پدصگی نسار تهیونگ میکنه و از اتاق خارج میشه. نگاهش به تهجو میوفته:
کوک- بابات کو ؟
ته جو شونه شو بالا میندازهو
تهجو- نمیدونم
جونگکوک سرشو به تایید تکون میده و میره اونور..یونگی رفته بود دنبال دخترظ که انقدر دیر شده بود؟؟
کوک- رفته بزاعه انگار!
جونگکوک اروم با خودش زمزمه میکنه که این زمزمه از گوش تیز تهجو دور نموند. تهجو به جونگکوک نگاه میکنه.
تهجو- چیزی گفتی جونگکوک؟
کوک- نه عزیزم چیزی نگفتم که!
تهیونگ حmوم میکنه و بعد نیم ساعت میاد بیرون و لباس مثل همیشه یه شr تک خودشو و به پیرهن مردونه گشاد که ماله جونگکوک بود رو میپوشه و بعد از گرفتن اب موهاش میاد از اتاق بیرون.
تهمین با دیدن مامانش لبخندی میزنه میره سمتش
تهمین- مامانه خوشبوم اومدد!
جونگکوک سرشو برمیگرده و به تهیونگ نگاه میکنه و متوجه نم موهاش میشه.
کوک- موهاتو چرا خشک نکردی؟ مریض میشی
تهیونگ خم میشه گونه تهمین رو میبوسه
ته- حوصله نداشتم موهامو خشک کنم
کوک- خب مریض میشی...بیا بریم بالا موهاتو خشک کنم
تهجو- مامانمو نبر بالا هرموقع میبری ده ساعت بعد مامان ازش میاد بیرون..عییشش
تهیونگ میخنده اروم و جلو تر به سمت اتاق میره.
جونگکوک دنبال تهیونگ میره و وسطراه برمیگرده به تهجو نگاه میکنه.
کوک- به تو چه بچه پروو؟؟
وارد اتاق میشن موهای تهیونگ رو با سشوار خشک میکنه و بوسه ای روی شونه پسر میزاره.
تهیونگ دستی تو موهاش میکشه و بلند میشه
نگاهی به جونگکوک میندازه.
ته- یه چیزی بگم؟
- ۷۵۸
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط