پارت 33

پارت 33

رمان عشق مدرسه ای


مینهو: شاید

لیسا: بزار 5 دقیقه دیگه صبر کنیم اگه نیومد میریم به خانم مدیر میگیم

هیونجین: اوکی

ویو ات:

دلقک: خب با این کمربند شروع میکنم .

و شروع میکنه به کتک زدن ات و بعد لباس ات رو در میاره که بیشتر دردش بیاد

ات: (گریه)مرتیکه بیشور هول ولم کن
(جیغ)

دلقک: دهنتو ببند.

و ات رو همینجوری داشت میزد

ویو بچه ها:

هیونجین: بچه ها ساعت 5 دقیقه شد بریم به مدیر بگیم من قلبم داره میاد تو دهنم دلم برای جوجوم تنگ شده.

لیسا: اوکی بریم بگیم جونگین و هیون بیاین بامن هانا و مینهو اینجا باشید تا برگردیم.

و میرن سمت مدیر.

ویو ات:


پایان پارت
دیدگاه ها (۱۴)

پارت 27 رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح مدرسه: هیون زودتر از ...

پارت 31 رمان عشق مدرسه ای جونگین : خب اول مینهو بعد لیسا و ب...

پارت 30 رمان عشق مدرسه ای ویو تو راه اردو: هیونحین: عشقم گشن...

پارت 29رمان عشق مدرسه ای ویو فردا صبح وقتی ات داشت برای مدرس...

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت 3رمان✨ عشق مدرسه ای✨ات: خب باشه. بچه ها موافقید؟ بچه ها...

.پارت 23 ویو ات و هیون داخل مدرسه: ات: اخیش بلاخره رسیدیم مد...

پارت 19 رمان 🤍عشق مدرسه ای 🤍ات رو برد اتاق. و پرتش کرد رو ت...

پارت 32 رمان عشق مدرسه ایو رفتند تو اتاق فرار و به حرف اونای...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط