نمانْد در دل ما خونی از فشار غمت
به غنچگی ز گل ما گرفته‌اند گلاب
دیدگاه ها (۱)

‌چنانم در دلی حاضر،که جان در جسم و خون در رگ ...

‌من اختیارِ خود را تسلیمِ عشق کردم...

‌دوستت دارم‌و ‌این حرف ‌کمی ‌سنگین استلااقل لطف‌ کنو یک ‌طرف...

‌ظلم استخواستنت،اما نداشتنت...!

آقاجونچطور دلت اومد ما رو تنها بزاری ⁉️بهشت خوش بگذره ...ما ...

اسپویل رمان بعدی ...گل خونی تموم بشه میزارم🍒🍒🍒

. 'دلخوشیم تویی میون این همه دلمردگی...🩷🦩'‌‌‎‌‌‌‎‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط