بانوی منچای میل دارید

°•بانوی من،چای میل دارید؟•°
کاترین:سیل،چرا چشم بند داری؟
سیل:چیز خاصی نیس..
کاترین رفت و چشم بند رو در آورد
کاترین:به من دروغ نگو ، هرگز
سیل:ببخشیدــــــــــ
کاترین:تو....
سیل:اره روی من آزمایش شده
کاترین:یعنی امکان داره سباستین...همون
سیل:اره،اون شیطانه و من اربابش
کاترین: مهم نی حالا میشه یه دل سیر بغلت کنم؟
سیل:چی...با..باشه.
کاترین رفت و سیل رو جوری فشار داد که انگار عروسک خرسی بغل کرده بعد آروم
بغلش کرد(اوخی🤗)
در همین حال در باز شد ولی نه سیل و نه کاترین نفهمیدن
سباستین:ارباب جواننن؟
سیل:کوفت،خواهرمه.
سباستین:عه؟
کاترین: اره
سباستین:پس من برم اتاق جدید آماده کنم؟
سیل:بله
کاترین:چی؟ چرا؟
سیل:توکه نمی‌خوای دوباره ترکم کنی🥺
کاترین:نههههههه😭
سیل:سباس،جورشد
کاترین: ای کثافت ،خرم کردی
سباستین:به عمارت خوش آمدید بانوی من😌
کاترین:ممنون^چقدر جنتلمنه🥴^
این پارت کوتاه شو چون مهمون داریم
دیدگاه ها (۰)

انجام شد

پروفایل به این عکس تغییر یافت.بیا پایین👇من قراره کانال رو به...

°•بانوی من،چای میل دارید؟•°من یعنی کاترین کسی که با اجبار پد...

اولین ویدیو ته گالریم میخواهم از موریارتی وطن پرست سناریو بز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط