دستت را بر روی شانه ام گذاشتی گفتم چه مهربان شدی، نمی دان

دستت را بر روی شانه ام گذاشتی گفتم چه مهربان شدی، نمی دانستم این آخرین عکس یادگاری زندگی مان خواهد شد!
دیدگاه ها (۱)

نه اینکه گریه کنم،نه.هر شب دستی از غیب میایدو کابوس رفتن تو ...

می خواهی بروی؟ بهانه می خواهی؟ بگذار من بهانه را دستت دهم.. ...

هــــی فلانــــ ـی !رفتـــن حــــ ـق همــه ی آدمهاســت ...فق...

نــه نــفـرتــی بــود نـه کــینـه ای …فــقـط یــه دو راهــی ...

سرباز اسرائیلی روی خرابه های زندگی مردم لبنان عکس یادگاری بگ...

# برو بجهنم که باید بفهمید شیعیان مولای چون حیدر دارند سرباز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط