عشق خونین🩸

عشق خونین🩸
پارت نهم
وقتی شروع به خوردن کردن یهو جیمین افتاد
وقتی افتاد جونگکوک خندید یه لگد به جیمین زد
-هی این دفعه دیگه گولل نمیخورمم مسخرههه پاشوو
همین که اینو گفت جونگکوک هم افتاد و بیهوش شد و از اون جایی که کسی خونه نبود ودر مادر رفته بودن خرید اون دوتا بیهوش وسط خونه افتاد بودن
تنها
خونه ساکت بود و صدای فيلم تو خونه بیچیده بود که یکدفعه دو مرد ناشناس از پنجره وارد خونه شدند و جیمین و جونگکوک و داخل ون پرت کردند و اونرو به عمارت مخفی خیلی خیلی بزرگ بردن و اونا رو تو زیر زمین به صندلی بستن و بیرون رفتن جیمین و جونگکوک بعد چند دقیقه بیدار شدند و با ترس به اطراف نگاه می‌کردن
چسب روی دهنشون بود و نمیدونستن حرف بزنن و فقط روی صندلی وول میخوردن
که یه دفعه در باز شد..
یه مرد هیکلی و با کت و شلوار مشکی موهای مشکی و چشای خمار از عمق تاریکی بهشون نزدیک شد یه مرد با مشخصات اونیکی مرد..
وقتی جیمین و جونگکوک بیشتربه صورت مرد جلوی دقت کردن چشاشون گشاد شد به شدت.. شکه شده بودند و از ترس و شک گریه می‌کردن
درسته مرد جلوی استاد کیم...
و مرد پشت سریش پیک پیتزا که یه پیتزای سمی بهشون داده بود..
خوب خوب چون دوست داشتم گذاشتمش شا که دوست دارید فقط خماری باشید از دستور ناراحتم
قهرم
شرط
کامنت؛30
لایک؛30
بازنشر؛5
تازه بازنشرم اضافه کردم🙄
دیدگاه ها (۹)

عشق خونین🩸پارت10 تهیونگ پوزخند زدو جلو اومد و چونه ای جونگکو...

تهکوک✨️وای جوری تهیونگ بهش خیره شده🦋#تهیونگ#جونگکوک#تهکوک#BT...

@luna_jk_tae97از خوشگلم حمایت بشهخماریم

پروف عوض شد گمم نکنیدا

عشق خونین🩸پارت 8خانوم جئون لبخند زد و یه پیتزا سفارش داد بعد...

رمان امگا کوچولوی من پارت ۴ ته و کوک رفتن خونه ی یونگی اینا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط