Part

Part³

الانم باید با جین دعوا کنم

رفتن بیرون نشستم
خودمو برا عصبانیتش آماده کرده بودم
مطمئن بودم
بعدشم از خجالت تو چشم هم از خجالت نکاه نمی‌کنیم
بعد عذر خواهی میکنیم
اوففففف

نسشته بودم که یکدفعه یقم گرفته شو
حق داره
مطمئن بودم و میدونم کیه
یکی زد تو صورتم

جین:تو چطور جرعت کردی(عربده)

هیچی نمیگفتم میدونم عصبیه نمی‌خوام بدتر شه

یونگی ویو
وقتی یقشو گرفت
کلید اتاق ات
از جیبش افتاد
زود برش داشتم
رفتم از هم جداشون کردم

یونگی:همسن الان از هم عذرخواهی میکنین

جین:باشه ببخشید
جیهوپ:ببخشید

(وقتی یونگی ابهت داره)

جیهوپ نشوندم و براش یک لیوان آب آوردم بهش دادم آرومش کردم و به چین زود کلید اتاق ات دادم گفتم بره پیشش

جیهوپ ویو
تا یکم اروم شده بودم دیدم جین نیست
پس کو کجاست
خواستم کلید بردارم نبود
رفته پیش اتتتتتتتت
عصبی شدم
بلند شدم رفتم تو اتاق
درو باز کردم
یکدفعه دیدم درحال
کیسن و ات دیگه گریه نمیکنه
همینطور داشتم نکاه میکردم
و تو فکر بودم تا از هم جدا شدن و منو دیدن

ات:دا..داداش(ترس)
جین کلید اتاق بده بهم(جدی)
چین:برا چی
جیهوپ:گفتم بدهه(یک کوچولو بلند)

وقتی بهم داد

جیهوپ:خب دیگه درو قفل میکنم راحت باشین حسح(لبخند)

هردوتاشون همینطوری مونده بودن
ولی تازه معنی عشق فهمیدم
و کاری باهاش ندارم اگه با جین باشه
دیدگاه ها (۰)

Part¹یونگی گفت خیلی دیر از سرکارش میادولی فکر نمیکردم به عر...

Part²یکدفعه آومد تو بدنش سوخته بود خیلی بهم ریختسرنگش از همو...

Part²انقدر عصبی بودم هیچکدوم از اعضا هیچ حرفی نمی‌زدندفقط به...

Part ¹درو محکم با چنان ضربی که به خودم لرزیدم بست ای خدا دخت...

# سناریو وقتی عضو هشتمی و تهیونگ میزنه تو باسنت ( ای خدا) ن...

ویو ات از کمپانی خارج شدم و رفتم سمت یه جایی بدون مقصد با گر...

ایدل من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط