عشق گاهی

عشق گاهی
دختری است با چشمانی معصوم
و بغضی سنگین در گلو
که سالها زندگی کرده
بی آنکه دوست بدارد
و تنها یادگار همآغوشی
زخمهای طناب دار
روی گلویش است ....
دیدگاه ها (۱۱)

اخرشهم بزرگ شدیم و هیچی یادمون نرفت

.چه سرنوشت عجیبی دارند بعضی لحظه ها، دقیقه ها، ساعت ها و بعض...

#پاییزنامش هم بوی تنهایی میدهد.پاییزبامهرشروع میشود باآذرتما...

هیچ کس دلش نمیخواهد از غم بنویسداما مگر کم است چشمانی خیس از...

پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط