تلخه اما با هم نبودیم

.تلخه اما با هم نبودیم
ما آدمای شهر حسودیم
خسته از کابوس رفتن
دور از اون روزای روشن
بی تفاوت زیر این سقف کبودیم #علی_زندوکیلی
دیدگاه ها (۱۲)

#هوشنگ_فرزان زندگی مرا بارها در هم کوبید! چیزهایی دیده ام که...

#هوشنگ_فرزان به درد هم اگر خوردیم قشنگ است به شانه بار هم بر...

َ هرچه باشی نازنین ایام خارت میکندهرچ باشی شیر دل دنیا شکارت...

روان چون چشمه بودم، جذبه‌ات خشکاند و چوبم کردبنازم آن نگاهت ...

در لحظه‌‌ای که به او فکر میکنم،او را بیشتر دوست دارماو از آد...

این یادداشت در سی و نهمین روز جنگ نوشته شده است: وقتی که ۹ س...

پارت اول...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط