حکایت ما آدم ها ....

حکایت ما آدم ها ....
حکایت کفشاییه که ….
اگه جفت نباشند ….
هر کدومشون ….
هر چقدر شیک باشند ….
هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه ….
لنگه به لنگه اند ….
کاش ….
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید ….
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها ….
به اجبار،
خودشون رو جفت نشون نمی دادند….
دیدگاه ها (۲)

تو چشم هایم را دوست داشتی... من لبخند هایت را... تو می گفتی ...

لمس کن کلماتی را که برایت مینویسم تا بخوانی وبفهمی چقدر جا...

فکر کردم پسر است، اما دختر بود! این را از دو نخ و دانۀ تسبیح...

خــــــــدایا... . یک تن سالم یک ذهن آرام یک خواب شیرین یک...

نوشتن من کماکان ادامه داره ، چون این تنها راه حرف زدن بدون ش...

سینی استیل قدیمی‌ت رو دور ننداز…چون همین قطعه ساده می‌تونه ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط