امشب یک جمله ی تلخ مهمان من باش

امشب یک جمله ی تلخ مهمان من باش !
بگذار یادم نرود

که مرا در شبی رو به انتهای زمستان

به هیچ خدایی نسپردی و رفتی !
دیدگاه ها (۷)

کتاب سرنوشت برای هر کسی چیزی نوشتنوبت به ما که رسید قلم افتا...

آدم گاهی میخواهد حرف بزند اما نمیداند با چه کسیپس لال می شود...

ﻣﻦ ﺑﻌﺪﻙ ﺿﻌﺖ ﻭﺍﻟﺪﻧﻴﻪ ﺻﻐﺮﺕ ﺣﻴﻞﻭﺃﺣﺲ ﺃﻧﻜﺴﺮ ﻇﻬﺮﻱ ﺑﻴﻮﻡ ﻓﺎﺭﻛﺘـــﻚﻋﺮ...

صبر کن سهرابقایقت جا دارد؟من هم از همهمه ی روی زمین بیزارم

نیمه ی من

زجـر آور 𝒑𝒂𝒓𝒕:𝟑(𝒍𝒂𝒔𝒕 𝒑𝒂𝒓𝒕)درست موقع رفتنناگهان صدایی آشنا ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط