فیک مافیایی بیرحم
فیک مافیایی بیرحم
پارت ۱
۰
ویو ات
های من پارک ات هستم ۱۹ سالمه یک ساله مادرم فوت کرده من داخل رستوران کار میکنم تا خرج پدر قمار بازمو بدم همیشه وقتی میاد خونه مست میکنه منو کتک میزنه بدنم پر کبودی هست امروز با مافیایی بزرگ کره بازی میکنه
ویو نامجون
امروز با پارک سوجون سر دخترش قمار میکنم ببینم بازم میخاد بازی کنه یا نه لباسمو پوشیدم به سمت بار راه افتادم
ویو داخل بار
]بابای ات ...ب.ات مینویسم ]
نامجون:خب این بار سر دخترت شرت میبندم اگر تو برنده شدی پنج میلیارد وون بهت میدم
ب.ات:قبوله
پدر ات شرت باخت
نامجون:خب برید دخترو برام بیارید
ب .ات :پس پول من چی
نامجون:چه پولی شرت باختی و دخترت مال من شد [پوزخند ]
ب.ات :اون هرزه مال خودت من پولمو میخام
نامجون:یک میلیون وون میدم بهت
ب.ات:باشه
ویو ات روی کاناپه نشسته بودم زنگ در به صدا در آمد درو باز کردم پدرم و چند نفرداخل خونه شدن
ب.ات: ات دختری هرزه وسائل هاتو جمع کن با آقای کیم برو من سر تو شرت بسته بودم شرتو باختم تو العان باید با آقای کیم بری
ات ویو
وقتی اینو شنیدم بغض بدی گلومو چند زد برای چی پدرم سر من قمار کرده منکه همیشه کار میکردم تا بدهکاری ها شو بدم
ات. رفتم بالا تا وسائل هامو جمع کنم اومدم پایین
نامجون:جکسون بیا چمدون ات رو بگیر ات بیا بریم[سرد]
ات:(گریه بغض)
ات:رفتم سوار ماشین شدم ماشین حرکت کرد سکوت حاکم فرما بود
رسید پیاده شدیم خونه نبود عمارت بود خیلی بزرگ قشنگ بود رفتیم داخل خونه پیره زنی که خیلی مهربون بود اومد پیشمون
اجوما:سلام ارباب
نامجون:سلام[سرد]
ات: سلام اجوما
اجوما:سلام دختر قشنگم
نامجون:اجوما به این دختر قوانین های عمارت رو بگو[سرد]
اجوما: دخترم بیا قانون هارو بهت بگم
ات:باشه
اجوما:قانون اول روحرف ارباب حرف نمی زنی
هرچی گفت میگی چشم
اگه از دستوراتش سرپیچی کنی میری اتاق قرمز
باید ارباب صداش کنی تو خدمت کار شخصی ارباب،و ارباب زاده هستی
همیشه باید برای ارباب قهوه ببری
لباساشو بشوری و .......
ات:چشم
اجوما:ات دخترم بگیر لباست برو اتاقی لینا بهت میگه فردا ساعت ۶ بیا آشپز خانه
۰
۰
💜💜ببخشید اگر غلط املایی دارم وعکس لباس خدمتکاری رو پارت بعدی میزارم لطفا حمایت کنید مرسی 💜💜
پارت ۱
۰
ویو ات
های من پارک ات هستم ۱۹ سالمه یک ساله مادرم فوت کرده من داخل رستوران کار میکنم تا خرج پدر قمار بازمو بدم همیشه وقتی میاد خونه مست میکنه منو کتک میزنه بدنم پر کبودی هست امروز با مافیایی بزرگ کره بازی میکنه
ویو نامجون
امروز با پارک سوجون سر دخترش قمار میکنم ببینم بازم میخاد بازی کنه یا نه لباسمو پوشیدم به سمت بار راه افتادم
ویو داخل بار
]بابای ات ...ب.ات مینویسم ]
نامجون:خب این بار سر دخترت شرت میبندم اگر تو برنده شدی پنج میلیارد وون بهت میدم
ب.ات:قبوله
پدر ات شرت باخت
نامجون:خب برید دخترو برام بیارید
ب .ات :پس پول من چی
نامجون:چه پولی شرت باختی و دخترت مال من شد [پوزخند ]
ب.ات :اون هرزه مال خودت من پولمو میخام
نامجون:یک میلیون وون میدم بهت
ب.ات:باشه
ویو ات روی کاناپه نشسته بودم زنگ در به صدا در آمد درو باز کردم پدرم و چند نفرداخل خونه شدن
ب.ات: ات دختری هرزه وسائل هاتو جمع کن با آقای کیم برو من سر تو شرت بسته بودم شرتو باختم تو العان باید با آقای کیم بری
ات ویو
وقتی اینو شنیدم بغض بدی گلومو چند زد برای چی پدرم سر من قمار کرده منکه همیشه کار میکردم تا بدهکاری ها شو بدم
ات. رفتم بالا تا وسائل هامو جمع کنم اومدم پایین
نامجون:جکسون بیا چمدون ات رو بگیر ات بیا بریم[سرد]
ات:(گریه بغض)
ات:رفتم سوار ماشین شدم ماشین حرکت کرد سکوت حاکم فرما بود
رسید پیاده شدیم خونه نبود عمارت بود خیلی بزرگ قشنگ بود رفتیم داخل خونه پیره زنی که خیلی مهربون بود اومد پیشمون
اجوما:سلام ارباب
نامجون:سلام[سرد]
ات: سلام اجوما
اجوما:سلام دختر قشنگم
نامجون:اجوما به این دختر قوانین های عمارت رو بگو[سرد]
اجوما: دخترم بیا قانون هارو بهت بگم
ات:باشه
اجوما:قانون اول روحرف ارباب حرف نمی زنی
هرچی گفت میگی چشم
اگه از دستوراتش سرپیچی کنی میری اتاق قرمز
باید ارباب صداش کنی تو خدمت کار شخصی ارباب،و ارباب زاده هستی
همیشه باید برای ارباب قهوه ببری
لباساشو بشوری و .......
ات:چشم
اجوما:ات دخترم بگیر لباست برو اتاقی لینا بهت میگه فردا ساعت ۶ بیا آشپز خانه
۰
۰
💜💜ببخشید اگر غلط املایی دارم وعکس لباس خدمتکاری رو پارت بعدی میزارم لطفا حمایت کنید مرسی 💜💜
- ۹.۴k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط