ᴘᴀʀᴛ•²
ᴘᴀʀᴛ•²
صدای بلند ماشین ها کل استادیوم رو پر کرده بود. ولی خبری از لی فلیکس نبود.
هوانگ با اخمی در جایگاه مخصوصش نشسته بود و به ماشین سوارای تازه کاری که انگار هیچی از ماشین نمیدونن نگاه میکرد.
"قربان.. اقای لی تا نیم ساعت دیگه میرسن"
سر تکون داد و اخمش پر رنگ تر شد
همون موقع مینهو و دوست پسرش امدن و خودشون رو کنارش جا کردن
در همین حین صدای جمعیت بالا رفت همین باعث شد توجه هر سه نفر به ماشین های در حال مسابقه جلب بشه
ولی کل جمعیت اونجا برای چیز دیگه ای خوشحال بودن گویا راننده استرالیایی بالاخره امده بود
"بالاخره.."
موهای مشکی رنگی داشت ولی هیکل ظریفش اون رو کوچیک جلوه میداد
"این که شبیه جوجه اردک زشته"
اون دو نفر با این حرف هوانگ خندشون گرفت
" فعلا"
و با برداشتن دستکش هاش به سمت ماشین بوگاتی مشکی رنگش رفت.
اما قبل از اینکه بخواد سوار شه صدای بم راننده استرالیایی مانع شد.
"تو باید هوانگ باشی، درسته؟"
پوزخندی زد و نگاهی به سر تا پای راننده جوون انداخت
"اره.. و تو همون جوجه اردک زشتی هستی که ادعا داره میتونه منو ببره، اره؟"
فلیکس از لقبی که بهش داده بود تعجب کرد ولی با صدای بم در حالی که داشت کلاه مشکی رنگش رو میپوشید لب زد
" من همون جوجه اردک زشتیم که توی مسابقات ناسکار برنده شدم و 132 مدال دارم.. تو چی؟ غیر قانونی بازی کردی و هیچی نصیبت نشد. میدونی.. یکم عجیبی"
این حقیقت مثل یک سیلی دردناک توی صورتش فرود امد
ولی نشون ندادو بلافاصله سوار ماشین شد
دو ماشین مشکی رنگ در مسیر مسابقه بودن
همه برای این مسابقه هیجان داشتن
"مراقب باش جوجه کباب نشی"
با پوزخند ترسناکی که روی لب های باریکش بود گفت
ولی فلیکس هیچی نگفت و فقط خندید
با صدای سوت داور ماشین ها روشن شدن و با تکون خوردن پرچم، مسابقه شروع شد
دقیقا کنار هم بودن و هیچکدوم جلو یا عقب نبود
صدای جمعیت هر لحظه بیشتر بیشتر میشد
وقتی فقط دو دور مونده بود ماشین فلیکس جلو زد
اما به نظرتون غرور هوانگ میزاشت یه جوجه اردک زشت ازش ببره؟ قطعا نه!
توی دور اخر با اختلاف خیلی زیادی هوانگ برد
و جمعیت هوار. میکشیدن و خوشحال بودن
"میدونی. نیازی به مدال و جایزه ندارم. تجربه تمام چیزیه که یه راننده نیاز داره"
با صدایی بم در گوش فلیکس زمزمه کرد و ازش دور شد
"یکبار دیگه.. یکبار دیگه مسابقه بده"
شوکه شد!
"همین الان باختی جوجه"
"پس میترسی، حتما شانسی بردی"
این جوجه اردک واقعا رو اعصابش بود
"باشه، ولی اگه دوباره باختی چی؟"
"ماشینم مال خودت"
ماشین یه راننده ماهر براش حکم ناموسش رو داره
اما هوانگ به این چیزا احتیاجی نداشت
"لازمش ندارم"
"چی میخای؟ مدال هام؟"
"خودتو"
با این حرفش شوکه شد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظرت؟
صدای بلند ماشین ها کل استادیوم رو پر کرده بود. ولی خبری از لی فلیکس نبود.
هوانگ با اخمی در جایگاه مخصوصش نشسته بود و به ماشین سوارای تازه کاری که انگار هیچی از ماشین نمیدونن نگاه میکرد.
"قربان.. اقای لی تا نیم ساعت دیگه میرسن"
سر تکون داد و اخمش پر رنگ تر شد
همون موقع مینهو و دوست پسرش امدن و خودشون رو کنارش جا کردن
در همین حین صدای جمعیت بالا رفت همین باعث شد توجه هر سه نفر به ماشین های در حال مسابقه جلب بشه
ولی کل جمعیت اونجا برای چیز دیگه ای خوشحال بودن گویا راننده استرالیایی بالاخره امده بود
"بالاخره.."
موهای مشکی رنگی داشت ولی هیکل ظریفش اون رو کوچیک جلوه میداد
"این که شبیه جوجه اردک زشته"
اون دو نفر با این حرف هوانگ خندشون گرفت
" فعلا"
و با برداشتن دستکش هاش به سمت ماشین بوگاتی مشکی رنگش رفت.
اما قبل از اینکه بخواد سوار شه صدای بم راننده استرالیایی مانع شد.
"تو باید هوانگ باشی، درسته؟"
پوزخندی زد و نگاهی به سر تا پای راننده جوون انداخت
"اره.. و تو همون جوجه اردک زشتی هستی که ادعا داره میتونه منو ببره، اره؟"
فلیکس از لقبی که بهش داده بود تعجب کرد ولی با صدای بم در حالی که داشت کلاه مشکی رنگش رو میپوشید لب زد
" من همون جوجه اردک زشتیم که توی مسابقات ناسکار برنده شدم و 132 مدال دارم.. تو چی؟ غیر قانونی بازی کردی و هیچی نصیبت نشد. میدونی.. یکم عجیبی"
این حقیقت مثل یک سیلی دردناک توی صورتش فرود امد
ولی نشون ندادو بلافاصله سوار ماشین شد
دو ماشین مشکی رنگ در مسیر مسابقه بودن
همه برای این مسابقه هیجان داشتن
"مراقب باش جوجه کباب نشی"
با پوزخند ترسناکی که روی لب های باریکش بود گفت
ولی فلیکس هیچی نگفت و فقط خندید
با صدای سوت داور ماشین ها روشن شدن و با تکون خوردن پرچم، مسابقه شروع شد
دقیقا کنار هم بودن و هیچکدوم جلو یا عقب نبود
صدای جمعیت هر لحظه بیشتر بیشتر میشد
وقتی فقط دو دور مونده بود ماشین فلیکس جلو زد
اما به نظرتون غرور هوانگ میزاشت یه جوجه اردک زشت ازش ببره؟ قطعا نه!
توی دور اخر با اختلاف خیلی زیادی هوانگ برد
و جمعیت هوار. میکشیدن و خوشحال بودن
"میدونی. نیازی به مدال و جایزه ندارم. تجربه تمام چیزیه که یه راننده نیاز داره"
با صدایی بم در گوش فلیکس زمزمه کرد و ازش دور شد
"یکبار دیگه.. یکبار دیگه مسابقه بده"
شوکه شد!
"همین الان باختی جوجه"
"پس میترسی، حتما شانسی بردی"
این جوجه اردک واقعا رو اعصابش بود
"باشه، ولی اگه دوباره باختی چی؟"
"ماشینم مال خودت"
ماشین یه راننده ماهر براش حکم ناموسش رو داره
اما هوانگ به این چیزا احتیاجی نداشت
"لازمش ندارم"
"چی میخای؟ مدال هام؟"
"خودتو"
با این حرفش شوکه شد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
نظرت؟
- ۱۰.۲k
- ۱۰ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط