چهره را پوشانده ای ازمن چرا؟ماهی مگر؟

چهره را پوشانده ای ازمن چرا؟ماهی مگر؟
طره را تابانده ای تو، دختر شاهی مگر؟

لحظه ای چشمت به چشمم،لحظه ای سوی دگر
اخم در ابرو کشاندی، در پی جاهی مگر؟

گیج و منگم کرده ای با کارهایت لعنتی
گاه با من، گاه بی من، گاه و بیگاهی مگر؟

دیدنت مشکل شده همچون ستاره پشت ابر
سوزنی در بین صدها خرمن کاهی مگر؟

یوسفم کردی و از عشقت به چاه افتاده ام
تو خودت طراح گرگ و نقشه چاهی مگر؟

قصد رفتن کرده ای و این عذابم میدهد
لحظه ای دلخوش نبودم، جام جانکاهی مگر؟

بار و بندیل سفر را بسته ای ترکم کنی
بی وفا گشتی، رفیق نیمه ی راهی مگر؟

اینچنین ترکم کنی، آهم تو را خواهد گرفت
فکر کردی ایمن از نفرین و از آهی مگر؟
دیدگاه ها (۵)

پارت ۵(بعد از اینکه جونگ کوک یونا رو بیهوش میکنه یونا رو به ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

part59. . اخر دفترچرو نگاه کرد، چند برگه کنده شده بود یعنی ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۸: «باز...

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

ابلیس

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ونهم: پنج ماه بعد---پنج ماه از آن شب....

پارت: 4 (بخش2) **زاویه دید: زین**فضای دفتر مدیر هریسون همیشه...

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

ادامه ی فصل سوم 👇🫠خوش اومدین،» جونگ‌کوک با صدایی گرم و مهربا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط